عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

85

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و تمنع الرؤية « 1 » . ] قول ابن عباس و قتاده و ضحاك و مقاتل و سدى آن است كه اين آيت در شأن منافقان فرود آمد و مَثَلُهُمْ ضمير ايشانست سعيد بن جبير و محمّد بن كعب القرظى و عطا ميگويند در شأن جهودان است وَ مِثْلَهُمْ ضمير ايشانست ، گفتند - چون نبوّت بنى اسرائيل منقطع شد و با عرب افتاد جهودان قريظه و نضير و بنى قينقاع در تورية خواندند كه پيغامبر آخر الزمان محمد خواهد بود و امت وى خيار خلق‌اند ، و گزين عالم و ميراث دار پيغامبران ، از شام برخاستند و آمدند تا بمدينه مصطفى كه مهبط وحى است ، و محل رسالت ، و حرم مصطفى ، و هجرت گاه دوستان حق . مردى بود با اين جهودان او را عبد اللَّه بن اهبان ميگفتند ابو الهيبان و ايشان را پند دادى و نصيحت كردى ، و نعت مصطفى و سيرت و اخلاق وى چنانك در تورية ديده بود بريشان خواندى ، و گفتى اميد دارم كه بروزگار وى در رسم و او را دريابم و بوى ايمان آرم اگر اين طمع راست شود ، و الّا زينهار كه قدر وى بدانيد و خطر وى بشناسيد و رسالت وى بجان و دل قبول كنيد ، و قدم از جادهء شريعت وى بنگردانيد تا سعيد ابد گرديد . جهودان اين نصيحت قبول كردند و تصديق مصطفى در دل ميداشتند ، و در اميد اين روشنايى روزگارى بودند تا بوقت بعثت مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و تحقيق نبوت و رسالت وى . پس جهودان چون بعيان بديدند آنچه مىشنيدند و از كتب ميخواندند بوى كافر شدند و در ظلمت كفر بماندند . پس رب العالمين ايشان را اين مثل زد . اين قول سعيد جبير . اما قول ابن عباس و مقاتل و جماعتى آنست كه اين صفت منافقانست و مثل ايشان ، ميگويد - مثل اين منافقان در شهادت گفتن و كفر نهانى در دل داشتن راست چون مثل مردى است - يعنى قومى - و اين در لغت عرب رواست ، و لهذا قال فى الآخر الآية ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ قومى در شب تاريك در بيابانى بى مهتاب و بى چراغ كه هيچ فراجاى خويش و راه خويش نمىبينند ، و از ددان و دشمنان ميترسند ، و در آن

--> ( 1 ) از آيه مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي . . . تا تمنع الرؤية كه در ميان هلالين گذارده‌ايم - از نسخه ج نقل شد و نسخه الف اين قسمت را فاقد است .